در عرش و سما نام علی حک شده است
در حلقه ی عاشقان چکامک شده است
دیده شب معراج، دو چشمان نبی
بر بال فرشتگان نام علی(ع) حک شده است
وچه زیبا روزی است روز "پدر"، روز میلاد اشرف اولاد آدم
اینبار مهلتی میخواهم از پروردگارم تا بوسه ای روانه کنم بر دستان پدرم...
او خواست بودنم را و صفا داد وجودم را ،
محو کرد مرا در وجود سراسر امید معبودم،
او بود و مرا پرورش داد تا زینت دهم جانم را،
پاک کنم روانم را و جلا دهم طلای عفتم را تا رستگار شوم،
آشنایی من با این دنیا از بدو تولد با دست نوازش پدر همراه و آغوش گرم مادر همراه بود خواستم بدانند که همیشه قدر دان زحمات بی دریغی که گه گاهی با صورت سرخ و دلی خون همراه بود هستم ، و افسوس و صد افسوس میخورم بخاطر چین و چروک هایی که بر پیشانیسان نشست و مرا یارای مقابله با ان نیست،
جبران این زحمات را تا ابد نمیتوانم برآرم ، سخت است برای فرزندانی که تا بحال آخی نگفته اند به جهت بزرگی پدرو مادر جبران این رحمت ها از سوی بهترین موجودات روی زمین...
او ست که مرا آشنا کرد با زندگی صحیح،با اهل بیت،با ارزش ها و همچنان سایه قشنگش راه درست را برایم به ارمغان می آورد...
دستان پرمهر و دل آکنده از غیرتش مرا به اوج رسانید او خواست بیایم و زندگی کنم..
پدرم با صورت نیلی و چروک روی پیشانی و موی سپیدت دوستت دارم...
دیری است که خودرا محک نزده ام نمیدانم چقدر توان رویارویی با زمانی را دارم که شاید بچگی یا شاید جوانی کردم و صدایی بر رویشان بلند کردم...
خدایا تو که خود بهترینی ، سایه بهترین بندگانت را بر سر فرزندانشان نگه دار.
و میخواهم از تو صبری جلی برای فرزندانی که از این دستان پرمحبت محرومند...!!!!
آمین
برچسبها: