سؤال:
سند اينكه برخي مي گويند بعد از ظهر عاشورا خوابيدن كراهت دارد چون شمريا... بعد قتل امام عليه السلام خوابيده صحيح است ياخرافات مردمي است؟
پاسخ:
با توجه به اینکه امام حسین علیه السلام بعد از ظهر عاشورا به شهادت رسیدهاند، برخی میگویند بهتر است به جای خواب و استراحت کردن، عزاداری شود و اینکه در میان برخی از مردم عادی، خواب بعد از ظهر عاشورا پسندیده نیست، ممکن است ناظر به این مطلب باشد و مستند به روایت یا فتوای علما نیست.
سؤال: آيا اين كلام امام سجاد –عليه السلام- كه در پاسخ اينكه سخت ترين مصيبت براي شما كجا رخ داد؛ فرمود: (الشام الشام الشام)، سنديت دارد؟
پاسخ
عقيقي بخشايشي در كتاب چهارده نور پاك، ذيل زندگاني امام سجاد –عليه السلام- مي نويسد: حضور امام سجاد در شام بسيار تاثر آور و غمبار ميباشد؛ گويا وقتي از سختترين و شديدترين مصيبت ها سوال شده، سه بار فرمودند: الشام الشام الشام.[1]
در اين كتاب علاوه بر اينكه سندي براي حديث ذكر نشده؛ از لفظ "گويا امام چنين فرموده"، مشخص ميشود كه خود نويسنده نيز يقين به وجود چنين روايتي نداشته است.
در کتاب فرهنگ عاشورا نیز بدون سند آمده است؛ [2] اما در كتاب هاي معتبر، روايتي به اين مضمون پيدا نشد.
مصيبتهايي كه اهل بيت –عليهم السلام- در شام ديده اند، از مصيبت هايي جانسوزي بود كه تحمل آن جز بر افرادي كه ايمان راسخ داشته باشند، امكان پذير نبود؛ در روايتي آمده است: روزى امام زين العابدين -عليه السّلام- از بازار شام مىگذشت كه «منهال» را ديد. او رو به آن حضرت كرد و گفت: هان اى فرزند ارجمند پيامبر! حال شما چطور است و روز را چگونه به سر آوردى؟!
فرمود:
منهال! روزگار ما بسان حال و روز بنى اسرائيل در استبداد فرعون و حاكميّت بيداد فرعونيان است؛ كه پسران و مردانشان را مىكشتند و زنان آنان را زنده وا مىنهادند و اسير مىكردند.
هان اى منهال! عرب بر عجم افتخار مىكند كه پيامبر خدا از امّت عرب است و قريش بر جامعه عرب مباهات مىكند كه محمّد -صلّى اللَّه عليه و آله- از آن تيره و تبار است؛ امّا اينك بنگر كه ما خاندان همان پيامبر بزرگ، در حالى روزگار مىگذرانيم كه حقوق و آزادى و امنيّت ما را پايمال ساخته و مردانمان را به خاك و خون كشيده و زنان و كودكانمان را بيرحمانه از شهر و ديار و از خانه و كاشانه خويش آواره بيابانها و هر كوى و برزن ساختهاند.
پس اى منهال! ما به خدا پناه مىبريم و بازگشت به سوى اوست، از اين همه بيدادى كه از سوى اين خودكامگان بر ما رفته و از روزگار تيره و تارى كه ما و جامعه و مردم در آن گرفتارشدهايم!
رحمت خدا بر اين شاعر كه چنين مىسرايد:
|
يعظّمون له اعواد منبره |
و تحت ارجلهم أولاده وضعوا |
|
بيدادگران و فريبكاران، به چوبهاى منبر پيامبر احترام مىكنند، اما در همان حال فرزندان ارجمندش را قتل عام مىكنند، آخر بر اساس كدامين فرمان خدا و پيامبر بايد فرزندان ارجمند او دنباله رو سياست ظالمانه شما باشند؟ در حالى كه افتخار دروغين شما اين است كه يار و رهرو راه او هستيد!![3]
از اين رو مستند نبودن روايت مورد نظر پرسشگر، دليل بر اين نيست كه مصيبت هاي شام سخت نبوده است وبلكه اين روايت با سلسله سند در كتابهاي معتبر نيامده است هر چند ممكن است واقعا ازامام سجاد -عليه السلام- باشد.
[1]. عقيقي بخشايشي، عبد الرحيم، چهارده نور پاك، بي جا، نويد سلام، چاپ اول، 1381، ج6، ص831.
[2]. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ذیل کلمه شام، ص 240.
[3]ابن نما حلى، جعفر، مثير الأحزان، قم، مدرسه امام مهدي،1406ق، ص105.

کلمات کلیدی
- غیرت
- خانواده
- امام حسین –علیه السلام-
- کربلا
1- مفهوم شناسی غیرت
غیرت از ریشه «غير» بمعنى تبديل و تغییر[1] چیزی به چیز دیگر است که صلاح و منفعت در آن باشد ومرد غیرتمند با حساس شدن به انحراف ها نسبت به خانواده اش، تغییر حالت داده و به صلاح و نفع عیال خود واکنش نشان می دهد و از حیثیت و آبروی او دفاع می کند.[2]
با توجه به همین مفهوم است که غیرت را به رشك و حساسیت مرد نسبت به همسر و خانواده معنا می کنند؛[3] زیرا غیرتمند با حساسیت در باره خانواده و ناموس خود در واقع تغییر حالت می دهد و حالت دفاعی به خود می گیرد و با افرادی که مزاحم ناموس خود شده یا نگاه انحرافی به آنها داشته باشند، بجای دوستی، دشمنی می کند.
2- مفهوم شناسی خانواده
خانواده در فارسى، معادل «اهل» در كلام عرب است. «اهل الرجل» كسانى را گويند كه با او در يك مسكن زندگى كنند و به مفهوم محدود آن عبارت است از يك واحد اجتماعى، ناشى از ازدواج يك زن و يك مرد كه فرزندان پديد آمده از آنها آن را تكميل مىكنند.[4]
3- مفهوم شناسی غیرت در خانواده
غیرت در خانواده، آن است که کسی نسبت به ناموس خود و همسر یا فرد مورد علاقه اش به حدّی اهتمام ورزد که به دیگری اجازه تعرّض به حریم خویش ندهد؛ زیرا انسان غیور، نمی تواند تحمّل کند که دیگران با نگاه های ناپاک یا انگیزه های فاسد، به همسر و بستگان او نزدیک شوند و قصد بدی داشته باشند.
به دیگر سخن، غیرت نوعی حساسیت برخاسته از مسئولیت است و هر کس نسبت به چیزی که مسئولیت دارد، باید نسبت به آن حساسیت هم داشته باشد؛ در نظام خانواده، یک مرد غیور نسبت به خانواده اش از یک طرف احساس محبت و از طرف دیگر احساس مسئولیت می کند، این احساس مسئولیت نوعی از غیرت را در وجود او پدید می آورد.
امروزه با کمرنگ شدن غیرت ورزی در خانواده، انحرافات اخلاقی و رواج بی حجابی و بی عفتی دامنگیر جامعه شده است که اگر مردان در مقابل اختلاط انحراف آمیز زن و مرد در اجتماع و محیط کار و روابط خانوادگی از خود حساسیت وغیرت نشان می دادند، به یقین خیلی از ناهنجاری ها از بین می رفت و آرامش عفاف و حجاب بر جامعه حکمفرما می شد.
آری گاهی ارتباط زنان و مردان با افراد بيگانه عيب شمرده نمىشود و واژه «غیرت» تدريجاً به فراموشى سپرده مىشود و گاه در نظر بعضى، ضد ارزش و ناشى از تعصب كور قلمداد مىشود و اين برای ثبات خانواده يك فاجعه است.
4- حد غیرت
مرد از یک جهت باید غیرت دینی داشته و اگر انحرافی در حجاب و عفاف خانواده دید، با امر به معروف و نهی از منکر، جلوی این انحراف را بگیرد و نگذارد حیثیت و شخصیت دینی خانواده و ناموسش مورد تعرض افراد لاابالی قرار گیرد؛ همانگونه که امیر مومنان علی -علیه السلام- می فرماید: «يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُوَافِقْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ أَمَا تَسْتَحْيُونَ وَ قَالَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لَايَغَارُ»[5] ؛ «ای مردم عراق! خبر دار شدم که زنان شما در خیابان ها به مردان تنه می زنند، آیا حیا نمی کنید؟! و باز فرمود: خدا کسی را که غیرت نشان نمی دهد، لعنت کند».
از جهت دیگر هم مرد نباید زیاده روی شود و به بهانه ی غیرت، باعث آزار خانواده شود که امیر مومنان علی –علیه السلام- در مورد افراط در غیرت می فرماید: «وَإِیَّاكَ وَالتَّغایُرَفِی غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَةٍ فَإِنَّ ذلِكَ یَدْعُوالصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ، وَالْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیَبِ»[6] ؛ «بپرهیزید از غیرتمندی در غیر موضع غیرت (افراطی گری و سخت گیری های نابجا) که همانا این کار، زن صحیح را به مریضی و پاک را به آلودگی فرا می خواند».
5- غیرت ورزی در قرآن
1-5- غیرت ورزی قرآن کریم نسبت به زنان پاکدامن
خداوند به دنبال دستور حجاب در آیه59 سوره احزاب، سه گروه را شديداً مورد تهديد قرار مىدهد كه اگر دست از كارهاى خود برندارند، رسول خدا را بر ضد آنها شورانده و به شديدترين مجازات گرفتار خواهند شد «لَئِنْ لَمُ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَالَذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فى الْمَدينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَ لا يُجاوِرُوُنَكَ فيها الَّا قَليلًا مَلْعُونينَ ايْنَما ثُقِفُوا اخِذُوا وَقُتِلُوا تَقْتيلًا»[7] ؛ «اگر منافقان و بيماردلان و آنها كه اخبار دروغ و شايعات بى اساس در مدينه پخش مىكنند دست از كار خود برندارند، تو را بر ضد آنان مىشورانيم، سپس جز مدّت كوتاهى نمىتوانند در كنار تو در اين شهر بمانند! و از همه جا طرد مىشوند و هر جا يافت شوند گرفتار خواهند شد و به سختى به قتل خواهند رسيد!»
این سه گروه عبارت بودند از:
الف) منافقان: با پخش شايعاتى درباره جنگ های پيامبر -صلى الله عليه و آله- در مدينه سعى داشتند روحيه مسلمانان را تضعيف كنند؛
ب) بیمار دلان (اراذل و اوباش): با ايجاد مزاحمت در مورد زنان مسلمان اسباب ناراحتى آنها را فراهم مىكردند؛
ج) شايعه پراکنان: افرادی که در مدینه شایعه پراکنی می کردند تا مومنان را آزار دهند.[8]
اين غيرت الهيّه كه سبب دفاع شديد از عرض و نواميس و كيان مسلمين شده است، سرمشقى براى همه در مسأله غيرت دينى و ناموسى است و نشان مىدهد كه افراد غیرتمند در برابر اراذل و اوباش که غیرت اجتماعی زنان با عفاف و با حجاب را هدف قرار داده اند، نبايد بىتفاوت يا خونسرد باشند.
2-5- غیرت الهی راز حرمت فحشا
خدای متعال به رسول خدا دستور می دهد که فحشا به هیچ وجه جایز نیست: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ...»[9] ؛ «بگو: خداوند، اعمال زشت را، چه آشكار باشد چه پنهان، حرام كرده است...»
امام صادق –علیه السلام- در علت حرمت فحشا می فرماید: «ما مِنْ اَحَدٍ اَغْيرَ مِنَ اللهِ تبارك وتعالي و مَنْ اَغْيَرُ مِمَّنْ حَرَّم الفواحشَ ما ظَهَرَمنها و ما بَطَن«[10] ؛ «هيچ كس غيورتر از خداوند تبارك و تعالي نيست. كيست غيورتر از كسي كهفواحش ظاهري و باطني را حرام كرده است«.
3-5- بهم آمیختگی غیرت و عفت در دستورات قرآنی
قرآن کریم در آیات 30-31 سوره نور، از یک سو به مردان مومن دستور می دهد با حفظ نگاه شان، همانگونه که نسبت به خانواده خود غیور هستند، غیرت دیگران را هم جریحه دار نکنند و این یعنی غیرت باید همگانی باشد تا جامعه ای با حجاب و عفاف شکل گیرد و همه باید در این میان تلاش کنند و از سوی دیگر به زنان هم دستور می دهد که عفاف را در جامعه سرلوحه زندگی خویش قرار دهند و علاوه بر حفظ حجاب، هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نزنند، مبادا زينت پنهان شان پيدا شود و صداى خلخالى كه بر پا دارند، به گوش رسد تا بیمار دلان به فکر هوسرانی نیفتند و این یعنی درست است که مومنان باید غیرت داشته و از خانواده و اجتماع خود محافظت کرده و نسبت به افراد سودجو از خود واکنش نشان دهند؛ ولی می توان با حفظ حجاب و عفاف و خودداری از کارهایی که برانگیزاننده هوی و هوس در جامعه است، از وقوع انحراف جلوگیری کرد تا کار به واکنش ها هم نرسد.
در اين آيات عفت و غيرت به هم آميخته شده تا آنجا كه به زنان اجازه نمىدهد پا را بر زمين بكوبند و صداى خلخال را ظاهر كنند؛ اينها همه دستوراتى است كه هم تأكيد در رعايت نهايت عفت را دارد و هم رعايت غيرت.
4-5- غیرت حضرت یوسف –علیه السلام-
قرآن کریم به غيرت دينى حضرت يوسف، يكى از بزرگ ترين پيامبران الهى اشاره می کند كه از سوى زنان هوس باز مصر مخصوصاً ذليخا مورد تهاجم قرار گرفت و از او خواستند تسليم خواستههاى نامشروع آنها شود؛ ولی غیرت دینی حضرت یوسف مانع آلوده گشتنش شد و به شدت مقاومت نمود تا آنجا كه زندان را با همه رنج هايش بر تسليم در برابر خواستههاى آنها ترجيح داد و به درگاه پروردگار چنين عرضه داشت: «قَالَ رَبِّ السِّجْنُ احَبُّ الَىَّ مِمَّا يَدْعُونَنى الَيْهِ وَ الَّا تَصْرِفْ عَنّى كَيْدَهُنَّ اصْبُ الَيْهِنَّ وَ اكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ»[11] ؛ «پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مىخوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود».
6- تبلور غیرت ورزی در حماسه کربلا
غیرت ورزی در دریای پهناور وجود اباعبدالله الحسین(علیه السلام) موج می زند و به همگان می آموزد که می باست بیشترین حساسیت را در دفاع و صیانت از ناموس و خانواده داشته باشند؛ آن حضرت قبول نکردن بیعت با یزید و ذلت ناپذیری را یکی از نشانه های غیرت سرافرازان غیرتمند دانسته و می فرماید: «أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِيَ ابْنَ الدَّعِيِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ لَنَا ذَلِكَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ وَ نُفُوسٌ أَبِيَّةٌ وَ أُنُوفٌ حَمِيَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَةَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْكِرَامِ»[12] ؛ «آگاه باشید که حرام زاده فرزند حرامزاده مرا بین بر یکی از دوچیز پای می فشارد: یا کشتن یا ذلت؛ هیهات ما ذلت را بپذیریم. خدا و رسول و مومنان دامن های پاک و پیراسته و سرافرازان غیور ذلت را برای ما نمی پذیرد و پیروزی از فرومایگان را برکشته شدن شرافتمندانه برنمی گزیند».
آری غيرتمندى حضرت در مورد خاندانش همانند قیام بر علیه ظلم و ظاغوت، درس آموز و شنيدنى است؛ او تمام تلاش خويش را براى تدابير دفاعى به كار گرفت تا در کنار حماسه دفاع از دین، حماسه ساز غیرت ورزی در بشریت نیز باشد و الگوی تمام نمای غیرت برای حفظ شرافت و حیثیت خانواده باشد.
1-6- حمایت از خانواده یکی از اهداف قیام عاشورا
او که سرآمد غیرتمندان عالم است، در رجز حماسی خویش در روز عاشورا بر حمایت از ذرّیه پیامبر و خانواده پدرش تأکید کرده و غیرت ورزی را از اهداف مهم عاشورایی می دانست:
|
أَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍ |
آلَيْتُ أَنْ لَا أَنْثَنِي |
|
أَحْمِيعِيَالاتِأَبِي |
أَمْضِي عَلَى دِينِ النَّبِي |
من حسين بن على هستم* قسم خوردهام كه از جهاد با كفار رو گردان نشوم* من از اهل و عيال پدرم حمايت مي كنم* من بدين پيامبر اسلام شهيد مي شوم.[13]
این یعنی غیرت در خانواده هم سطح جهاد در راه خداست و حمایت از خانواده و احساس وظیفه کردن یکی از آثار دینداری است و جامعه ای با محوریت دین حرکت می کند که در آن غیرت ورزی نماد داشته باشد. به دیگر سخن اگر امروزه حجاب و عفاف کمرنگ شده و غیروت ورزی گاهی امری ناپسند قلمداد می شود، بخاطر کمرنگ شدن آموزه های دینی است و اگر می خواهیم در فرهنگ سازی حجاب و عفاف موفق باشیم، اصلی ترین راه کارها تقویت ایمانی جامعه است.
2-6- حفر خندق نشانگر غیرت ورزی امام حسین –علیه السلام-
ابن اعثم می گوید: امام حسین - علیه السلام- به اصحابش فرمود: «قوموا فَاحفِروا لنا حَفیرَةً حَولَ عسکَرنا هذا شِبهَ الخندقِ و اَجِّجُوا فیهِ ناراً حتی یَکونَ قِتالُ القومِ مِن وجهٍ واحدٍ لانقاتِلُهُم و لایُقاتِلونَ فَنَشتَغِلَ بِحَربِهِم و لانُضیعَ الحَرَمَ»[14] ؛ «برخیزید و دور خیمه ها گودالی همچون خندق حفر کنید و در آن آتش افروزید تا با اینان از یک طرف درگیر شویم و هنگام درگیری حرم را در امان داریم».
غيرت آن حضرت نسبت به اهل بيت و حرم شريف تا به آنجا بود كه نهايت سعى و كوشش خود را براى حفظ حريم آنها به كار برد و براى همين منظور بر دور خيمه خندق كند و در آن آتش افروخت.[15] و با این تاکتیک مانع از حمله دشمن به زنان و کودکان می شد و این یعنی هیچ چیزی نباید جامعه را از غیرت بر ناموس و خانواده کم اهمیت جلوه دهد، حتی اگر قرار است انسان جان را فدا کند، ارزشمندترینش این است که با غیرت فدا شود.
3-6- تحمل تشنگی بخاطر غیرت
روز عاشورا در گرماگرم جنگ تشنگي بر امام فشار آورد، صفوف لشكر را از هم گسسته و خود را به شريعه رسانيد؛ خواست آب بنوشد، مردي گفت: آيا تو آب مينوشي و حال آن كه حرمت هتكشد. امام حسين آب روي آب ريخت و آب ننوشيد و لشکر را پراکنده ساخته و به حرم برگشت و خیمه را سالم دید.[16]
امام تا متوجه شد لشکر می خواهد به سمت حرم رود، غیرتش قبول نکرد حتی یک لحظه تاخیر کرده و آب بنوشد و بلکه با سرعت تمام به لشکر حمله ور شد تا نگذارد کسی به حرم او بی حرمتی کند و زمانی آرام گرفت که از سلامت حرم مطمئن شد.
آیا می توان خود را پیرو این امام دانست، ولی نسبت به خانواده غیرت نداشت؟!
آیا می توان با بهانه های همچون مد روز، پیشرفت، مسخره مردم و ... دست از غیرت برداشت؟!
آیا این همه ناهنجاری ها بخاطر دوری جامعه از پیام نهضت عاشورا نیست که امام تشنگی را تحمل می کند، اما احتمال هتک حرمت را تاب نمی آورد و به دشمن حمله می کند تا به حرم برسد؟!
4-6- غیرت خانواده نشانه آزاد مردی
در نگرش ابا عبد الله الحسین، غیروت ورزی نماد و نشانه آزاد مردان است که اگر آزاد مردان دین هم نداشته باشند، باز غیرتمند هستند؛ بنابراین غیرت به خانواده، امری است فطری که هر آزاد مردی با هر اندیشه و نگرشی حتی اگر دین هم نداشته باشد، بایستی آن را سرلوحه زندگی خویش کند؛ امام حسین در واپسین لحظات وقتی شنید که گروهی از سپاه دشمن قصد حمله به خیمه ها و تعرّض به زنان و کودکان دارند، بر سرشان فریاد کشید:
«وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُونَ قَالَ فَنَادَاهُ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ فَقَالَ إِنِّي أَقُولُ أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونَنِي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ وَ طُغَاتَكُمْ مِنَ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّا فَقَالَ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللَّهُ لَكَ ذَلِكَ يَا ابْنَ فَاطِمَة».[17]
«واى بر شما اى پيروان آل ابو سفيان! اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمىترسيد، پس دست كم در دنياى خود آزاد مرد باشيد؛ اگر به گمان خود عرب هستيد، به حسب و نسب خود بازگرديد».
شمر فرياد زد: اى پسر فاطمه چه مىگويى؟
امام فرمود: «مىگويم من با شما مىجنگم و شما با من مىجنگيد، زن ها تقصيرى ندارند، متجاوزان و نادانان و گمراهان خود را از رفتن به سوى خيمهها جلوگيرى كنيد و تا زندهام متعرّض حرم من نشويد».
شمر گفت: اى پسر فاطمه! اين پيشنهادت را مىپذيريم.
5-6- جوشش غیرت امام حسین -علیه السلام- با نگاه به پیکر غرق در خون اصحاب
امام حسین وقتی با مشاهده یاران در خون خود غلطیده خود، حرم اهل بیت را بی یاور دید، غیرتش بجوش آمد و آنها را ندا در داد که : «ای سواران عرصه پیکار! چرا فریاد تان می کنم و پاسخم نمی دهید؟! ... اینک این بانوان پیامبرند که از فقدان شما ناتوان گشته اند؛ ای بزرگواران غیور از خواب خود برخیزید و این سرکشان پست را از حرم پیامبر خدا برانید...»[18]
آری امام در اوج تنهایی و مظلومیت خود، غیرت خانودگی را تنها دلتنگی خود دانسته و این پیام را به بشریت می دهد که مرد غیرت مند نه به مرگش و بلکه باید به فکر غیرتش باشد و دغدغه اش حرمت حریم ناموسش باشد که اگر این دغدغه حل شود، از مرگ هراسی نیست و تحمل تنهایی در مقابل دشمن آسان تر است.
6-6- غیرت ورزی زینب کبری در حال اسارت
اهل بیت نیز درس غیرت ورزی را از امام حسین آموخته بودند و در هر برهه ای با تمام جدیت آن را نشان می دادند؛ وقتی اسراء نزدیک شام رسید، ام کلثوم به شمر ملعون فرمود: «مرا به تو حاجتی است و آن اینکه چون ما را به شهر در آوری، از دری ببر که نظاره گران اندک باشد و به مردانی که سرهای مبارک را حمل می کنند بگو سرها را از میان ما ببرند تا مردم کمتر به ما نگاه کنند»؛ اما شمر از لجاجت سرها را به نیزه ها زد و وسط اسراء قرار داد تا مردم بیشتر اسراء را نگاه کنند.[19]
7-6- غیرت ورزی سکینه دختر امام حسین در اوج اسارت
سهل ساعدی گوید وقتی به شام رسیدم که اهل بیت وارد آن می شدند، نزدیک تر رفته و از زنی پرسیدم کیستی؟ فرمود: «سکینه دختر امام حسین -علیه السلام- ». گفتم: حاجتی داری که برآورده کنم؟ فرمود: «ای سهل به حامل این سر بگو که آن را پیشتر برد تا مردم مشغول نگریستن بر آن شده و به حرم اهل بیت نگاه نکنند».[20]
8-6- غیرت ورزی در خانواده تنها در خواست امام زین العابدین –علیه السلام- از یزید
امام صادق می فرماید: «وقتی امام سجاد را با اهل بیت نزد یزید بردند، گفت: خدا را شکر که پدرتان را کشت! امام سجاد فرمود: خدا کشنده پدرم را لعنت کند. یزید برآشفت و دستور قتل حضرت را داد. حضرت فرمود: اگر مرا می کشی، محرمی نمی ماند که دختران پیغمبر –صلی الله علیه و آله و سلم- را به منزل شان برگرداند؛ یزید از کشتن امام منصرف شد».[21]
غیرت ورزی امام در حال اسارت تنها خواسته ای بود که از یزید خواست و این یعنی پیروان اهل بیت باید به غیرت دینی بیش از همه حتی جان شان اهمیت دهند؛ همانگونه که امام سجاد در درخواست دیگری غیرت خانوادگی خود را به جهانیان اعلام کرد و از یزید خواست تا آن چه غارت شده به اهل بیت بازگردانده شود و وقتی یزید گفت: امّا آنچه از شما گرفته شده، من به جاى آنها چند برابر بهاى آنها را به تو خواهم داد؛ امام سجّاد عليه السّلام فرمود: «امّا مال تو را كه نمىخواهم و نزد خودت انباشته باشد، بلكه آنچه كه از ما گرفته شده آنها را مىخواهم، زيرا در ميان آنها لباس دست بافت حضرت فاطمه عليها السلام دختر محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم و روسرى و گردنبند و پيراهن او قرار دارد».[22]
بنابراین حتی حساس شدن به لباس های خانواده نیز نشانگر غیرت دینی مرد است ومرد غیور نباید آن را در اختیار دیگران قرار دهد.
9-6- خروش غیرتمندانه حضرت زینب بر یزید
اعتراض حضرت زینب به یزید در شام، که اهل بیت پیامبر را در معرض دید و تماشای مردم کوچه و بازار قرار داده، ریشه در غیرت او داشت که ضمن توبیخ یزید فرمود: «أَمِنَ الْعَدْلِ يَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ تَخْدِيرُكَ حَرَائِرَكَ وَ إِمَاءَكَ وَ سَوْقُكَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَايَا قَدْ هَتَكْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَيْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُو بِهِنَّ الْأَعْدَاءُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ وَ يَسْتَشْرِفُهُنَّ أَهْلُ الْمَنَاهِلِ وَ الْمَنَاقِلِ وَ يَتَصَفَّحُ وُجُوهَهُنَّ الْقَرِيبُ وَ الْبَعِيدُ وَ الدَّنِيُّ وَ الشَّرِيفُ لَيْسَ مَعَهُنَّ مِنْ رِجَالِهِنَّ وَلِيٌّ وَ لَا مِنْ حُمَاتِهِنَّ حَمِي»[23] ؛ «آيا اين از عدل است اى فرزند آزادشدهها! كه زنان و كنيزان تو در پس پرده باشند و دختران رسول اللَّه اسير؟! پردههايشان را دريدى و چهرههاي شان را آشكار كردى، آنان را چونان دشمنان از شهرى به شهرى كوچانيده، همگان آنان را دیدند، و مردمان دور و نزديك، پست و شريف، چهرههاي شان را نگريستند، در حالى كه از مردان آنان حامى و سرپرستى همراه شان نبود».
زینب کبری چنان بر یزید خروشید که همه به خباثت درونی او پی بردند و سپس شخصیت درونی یزید را آشکار نمود: «و كَيْفَ يُرْتَجَى مُرَاقَبَةُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ أَكْبَادَ الْأَزْكِيَاءِ وَ نَبَتَ لَحْمُهُ مِنْدِمَاءِ الشُّهَدَاءِ وَ كَيْفَ يَسْتَبْطِئُ فِي بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ مَنْ نَظَرَ إِلَيْنَا بِالشَّنَفِ وَ الشَّنَئَانِ وَ الْإِحَنِ وَ الْأَضْغَان»[24] ؛ «به راستى چگونه توقّع و اميد دلسوزى از پسر آن كسى باشد كه دهانش جگر پاكان را جويد و بيرون انداخت و گوشتش از خون شهيدان روييد؟!و چگونه به دشمنى با ما خانواده كندى كند آنكه با نظر كينه و دشمنى به ما مىنگرد؟!»
این خروش بیانگر این واقعیت است که غیرت ناموسی از افراد آزاده و پاکیزه بروز می دهد و جامعه ی دینی باید به رفتار خود بنگرد که چرا بر انحراف ها و ناهنجاری های اجتماعی واکنش نشان نمی دهد و افرادی که روی به انحراف نهاده و از اموزه های دینی دست برداشته اند، نه خود غیرت خواهند داشت و نه به غیرت ورزی اهمیت خواهند داد.
کتابنامه:
- ابن بابويه، محمد؛ الأمالي، ترجمه: محمد باقر كمرهاى، تهران، کتابچی، چاپ ششم، 1376ش.
- ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد؛ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، قم، علامه، چاپ اول، 1379 ق.
- ابن طاووس، على؛ اللهوف على قتلى الطفوف، تهران، جهان، چاپ اول، 1348ش.
- ابو مخنف كوفى، لوط؛ نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا ( ترجمه وقعة الطفّ)، ترجمه: جواد سلیمانی، قم، موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی، چاپ دوم، 1380 ش.
- اربلى، على؛ كشف الغمة في معرفة الأئمة، تبريز، بنی هاشمی، چاپ اول، 1381ق.
- برقى، احمد؛ المحاسن، قم، دار الکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1371 ق.
- بستانى، فؤاد افرام؛ فرهنگ ابجدى، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
- پژوهشکده باقر العلوم؛ فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ترجمه: علی مویدی، قم، نشر معروف، چاپ سوم، 1385ش.
- حر عاملی، محمد؛ وسائل الشیعه، قم، موسسه آل البیت، چاپ اول، 1409ق.
10.حسينى موسوى، محمد؛ تسلية المُجالس و زينة المَجالس (مقتل الحسين عليه السلام)، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، چاپ اول، 1418 ق.
11.شریف رضی، محمد؛ نهج البلاغه (صبحی صالح) قم، هجرت، 1414ق.
12.قرشى بنايى، على اكبر؛ قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1412ق.
13.قمی، عباس؛ نفس المهموم، ترجمه: ابو الحسن شعرانی، قم، هجرت، چاپ اول، 1381ش.
14.مجلسى، محمد باقر؛ بحار الأنوار ، بيروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، 1403 ق.
15.مصطفوى، حسن؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1368ش.
16.مکارم شیرازی، ناصر؛ اخلاق در قرآن، قم، مدرسه امام علي بن ابي طالب، چاپ اول، 1377 ش.
17.مفيد، محمد؛ الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413 ق.
[1] . قاموس قرآن، ج5، ص138.
[2] . التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج7، ص293.
[3] . فرهنگ ابجدى، ص648.
[4]. قاموس قرآن، ج1، ص135.
[5]. المحاسن، ج1، ص115.
[6]. نهج البلاغه (صبحی صالح)، نامه 31، ص405.
[7]. احزاب/ 60 -61.
[8]. اخلاق در قرآن، ج3، ص433.
[9]. اعراف/ 33.
[10]. وسائل الشیعه، ج27، ص172، باب12، حدیث33521.
[11]. یوسف/ 33.
[12]. مثير الأحزان، ص55.
[13] . رک: مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج4، ص110. تسلية المُجالس و زينة المَجالس (مقتل الحسين عليه السلام)، ج2، ص318. بحار الأنوار ، ج1، ص49.
[14]. فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ص443.
[15] . رک: الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج3، ص95. نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا (ترجمه وقعة الطفّ)، ص142. الأمالي، ترجمه: محمد باقر كمرهاى، ص157.
[16].مناقب آل أبي طالب عليهم السلام،ج4 ، ص58: «فَمَدَّ الْحُسَيْنُ يَدَهُ فَغَرَفَ مِنَ الْمَاءِ فَقَالَ فَارِسٌ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تَتَلَذَّذُ بِشُرْبِ الْمَاءِ وَ قَدْ هُتِكَتْ حُرْمَتُكَ فَنَفَضَ الْمَاءَ مِنْ يَدِهِ وَ حَمَلَ عَلَى الْقَوْمِ فَكَشَفَهُمْ فَإِذَا الْخَيْمَةُ سَالِمَةٌ».
[17] . رک: اللهوف على قتلى الطفوف، ص119. كشف الغمة في معرفة الأئمة، ج1، ص50.
[18]. فرهنگ جامع سخنان امام حسین، ص541: «یافُرسانَ الهَیجاءِ ما لی اُنادیکم فلاتُجیبوننی ... فهذهِ نِساءُ الرسولِ لفقدکم قدعلاهنَّ النُحولُ فقوموا مِن نومتِکم ایها الکِرامُ...».
[19]. نفس المهموم، ترجمه: ابو الحسن شعرانی، ص390.
[20]. نفس المهموم، ترجمه: ابو الحسن شعرانی، ص392.
[21]. نفس المهموم، ترجمه: ابو الحسن شعرانی، ص404.
[22]. اللهوف على قتلى الطفوف، ص194
[23] . اللهوف على قتلى الطفوف، ص182.
[24]. اللهوف على قتلى الطفوف، ص182.
-
حرکت امام حسین (ع) و واقعه کربلا آنچنان عالمگیر است که بسیاری از اندیشمندان شناخته شده در برابر آن خضوع نموده و و با بازگو نمودن مطالبی بزرگی و ارزشمندی این واقعه را در حد خود در جامعه انعکاس داده اند. در زیر به گزیدهای از این اظهارات اشاره می شود :
1. گاندي:
من نهضتم را مديون حسين بن علي (ع) هستم و من چيز تازه اي براي مردم هندوستان به ارمغان نياورده ام.
2. چارلز ديکنز (نويسنده انگليسي):
اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواستههاي دنيايي خود بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنين حکم مي کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاري کرد.
3. جرجي زيدان، نويسنده لبناني:
پس از رحلت پيامبر(ص)، حب جاه و مال بر فضايل اخلاقي فائق آمد و افکار و آراي آل علي(ع) در ميان چنان مردمي بي اثر ماند. چنانکه مردم کوفه به خاطر جاه و مال بيعتي را که با امام حسين(ع) بسته بودند، در هم شکستند و به اين نيز اکتفا نکرده و او را کشتند.
4. توماس مان، متفکر آلماني:
اگر بين فداکاري مسيح و حسين(ع) مقايسه شود حتماً فداکاري حسين پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود. زيرا مسيح روزي که آماده براي فدا شدن گرديد زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتي دچار خواهند آمد. امام حسين(ع) زن و فرزند داشت و بعضي از آنها کودک خردسال بودند و احتياج به پدر داشتند.
5.کورت فريشلر، مورخ بزرگ آلماني:
امام حسين(ع) در فداکاري قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد... تصميم ثابت حسين(ع) براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا اينکه مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود به وسيله سازشکاري با يزيد بن معاويه و زندگي ادامه دهد. مي دانيم که حسين(ع) خود را براي کشته شدن آماده کرده بود. و او عزم داشت خويش را فدا نمايد چرا توقف نکرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب مي تاخت و شمشير مي انداخت... حسين(ع) دست روي دست گذاشتن و توقف براي کشته شدن را دور از مردانگي و جهاد در راه عقيده و آرمان خود مي دانست. در نظر حسين(ع) در همانجا توقف کردن و گردن بر قضا دادن تا اين که ديگران نزديک شوند تا او را به قتل برسانند خودکشي محسوب مي شود. يک مرد دلير و با ايمان خودکشي نميکند.
6. توماس کارلايل، دانشمند بزرگ انگليسي:
بهترين درسي که از تراژدي کربلا مي گيريم اين است که حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددي در جايي که حق و باطل روبرو مي شوند اهميت ندارد. پيروزي حسين(ع) با وجود اقليتي که داشت موجب شگفتي من است.
7. تندن انديشمند هندي:
قيام کربلا معدل بشريت را بالا برد و سطح آن را ارتقا بخشيد.
8. آنتوان بارا (دانشمند مسيحي سوري):
اگر بگويم حسين (ع) چراغ اسلام است کم گفته ام، اگر بگويم که او زره اسلام است کم گفته ام، بهترين جمله اي که مي توانم بگويم اين است که او وجدان تمام اديان در تمام تاريخ است.
9. واشنگتن ايروينگ(مورخ آمريکايي):
براي امام حســـين ممکن بود که زندگي خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد،ليکن مسووليت پيشوايي مسلمين اجازه نمي داد که او يزيد را به عنوان خليفه بشناسد. او به زودي خود را براي قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت، در زير آفتاب سوزان سرزمين خشک و در روي ريگهاي تفتيده…روح حســـين فنا ناپذير است؛اي پهلوان من و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، حســـــين!
10. پرفسور ادوارد براون (شرق شناس انگليسي):
آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخن مي شنود آغشته به حزن و اندوه نگردد؟
حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انکار کنند… هر کس اندکي حس در نهاد خود داشته باشد نمي تواند از اين غصه غم انگيز متاثر نشود.
11. موريس دوکبري (انديشمند فرانسوي):
حســـين براي شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام مرتبه اسلام از جان و مال و فرزندان گذشت و زير بار استعمار و ماجرا جويي يزيد نرفت، پس بياييد ما هم شيوه او را سر مشق قرار داده از زير دستي يزيديان نوعي رهايي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم، زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است.12. پرفسور ماربين (فيلسوف و خاورشناس آلماني):
من معتقدم که رمز بقا و پيشرفت اسلام و تکامل مسلمانان به خاطر شهيد شدن حســــين و آن رويدادهاي غم انگيز مي باشد و يقين دارم که سياست عاقلانه مسلمانان و اجراي برنامه هاي زندگي ساز آن به واسطه عزاداري حيسني بوده است. مادامي که اين روش و خصلت در ميان مسلمانان وجود دارد هرگز آنها تن به خواري نمي دهند و تحت اسارت کسي نمي روند.13. سر پرسي سايکس (خاور شناس انگليسي):
حقيقتا آن شجاعت و دلاوري که اين عده قليل از خود بروز دادند به درجه اي بوده است که در تمام قرون متمادي هر کسي که آن را شنيد بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود. اين عده مردم دلير غيرتمند، نامي بلند و غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.
کورت فريشلر (مورخ مشهور آلماني و نويسنده کتاب امام حسين و ايران):
تصميم ثابت حســـين براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود، نه معلول هوي و هوس؛ او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود با سازش کاري با يزيد بن معاويه به زندگي ادامه دهد.معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:1.امام حسین(ع) از دیدگاه بزرگان، اندیشمندان و مستشرقین غیر مسلمان. پدید آورنده : جوزف، رینو متشرق فرانسوی
2.امام حسین (ع) از دیدگاه بزرگان، اندیشمندان و مستشرقین غیر مسلمان - پروردگار. ... علی و حسین دو قهرمان اسلام: گابریل انکری، ترجمه فروغ شهاب.




-
منبع:
نرم افزار خورشید نینوا (مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم)
چرا در شب عاشورا حضرت قاسم عليه السلام گفت: مرگ براي من از عسل شيرين تر است ؛
-
حضرت قاسم ـ عليه السلام ـ فرزند امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ نوجوان سيزده ساله اي بود كه در روز عاشورا در ركاب امام حسين ـ عليه السلام ـ شربت شهادت نوشيد. او بيش از حد عاشق شهادت بود. روز عاشورا با اصرار زياد توانست اذن ميدان بگيرد و جانش را در راه عمويش امام حسين ـ عليه السلام ـ فدا كند.
اما جمله زيبائي كه به حضرت قاسم ـ عليه السلام ـ نسبت داده شده كه ايشان فرموده اند: «مرگ براي من از عسل شيرين تر است»، در برخي از كتاب هاي معتبر تاريخي ذكر شده است. هر چند در بعضي از كتاب هاي تاريخي در وقايع شب عاشورا اين واقعه را ننوشته اند. مانند مقتل ابي مخنف، ارشاد شيخ مفيد و...
در كتاب «نفس المهموم» در وقايع شب عاشورا آمده است : امام حسين ـ عليه السلام ـ به اصحابش فرمود: اي مردم ! من فردا كشته مي شوم و همه با من كشته مي شويد...
پس قاسم بن حسن ـ عليه السلام ـ به امام گفت: آيا من هم از كشته شدهگانم؟
دل حسين ـ عليه السلام ـ بر او بسوخت و گفت: اي پسرك من! مرگ در نزد تو چگونه است؟
گفت: اي عم از انگبين شيرين تر.
امام فرمود : آري به خدا سوگند. عم تو فداي تو باد. تو يكي از آن مرداني كه با من كشته شوند، بعد از آنكه شما را بلاي عظيم رسد...[1]
در كتاب «سوگنامه آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ » به نقل از كتاب «الوقايع و الحوادث» آورده است: حضرت قاسم بن حسن نوجواني بود كه هنوز به حد بلوغ نرسيده بود. شب عاشورا نزد عمويش آمد و عرض كرد: عمو جان من هم فردا كشته مي شوم؟
امام او را به سينه اش چسبانيد و فرمود: مرگ در نظر تو چگونه است؟
قاسم ـ عليه السلام ـ جواب داد: «احلي من العسل» ؛ «از عسل شيرين تر است»[2]
در كتاب «الوقايع و الحوادث» محمد باقر ملبوبي مي نويسد: ... قاسم سيزده ساله بسخن درآمد: عمو من هم كشته مي شوم؟
فرمود: مرگ در نظرت چگونه است؟
عرضه داشت: مرگ نزد من از عسل شيرين تر است... [3]
عباس اسماعيلي يزدي مي نويسد: سيد بحراني از ابوحمزه ثمالي روايت كرده است كه امام سجاد ـ عليه السلام ـ مي فرمود: آن شبي كه روز آن پدرم شهيد شد، خويشان و يارانش را جمع كرد... قاسم بن حسن ـ عليه السلام ـ عرض كرد: من هم از كشته شدگانم ؟
حضرت بر او رقت كرده فرمود: پسر جانم مرگ نزد تو چگونه است؟
گفت: اي عمو از عسل شيرين تر است... .[4]
نتيجه گيري:
همان گونه كه مشاهده شد در بعضي از كتب تاريخي اين مطلب نقل شده است و نبودن اين مطلب در برخي ديگر از كتاب هاي تاريخي دليل عدم صحت اين مطلب نيست. علاوه بر اينكه شدت علاقه و شوق حضرت قاسم ـ عليه السلام ـ در روز عاشورا براي رفتن به ميدان كه مورد اتفاق همه مورخان و محدثان مي باشد. از طرفي اين روايت از امام سجاد توسط ابوحمزة ثمالي نقل شده كه معتبر مي باشد.معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:1- حماسه سازان کربلا ؛ترجمه بخشایشی
2- درکربلا چه گذشت؛شیخ عباس قمیپاورقي ها:[1] . شيخ عباس قمي ؛ نفس الهموم، ترجمة ميرزا ابوالحسن شعراني، تهران ، كتابفروشي اسلاميه 1374، ه ق ، ص 116 و ص 139.
[2] . محمد محمدي اشتهاردي ؛ سوگنامه آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ چاپ هفتم، قم، نشرناصر 1374، صفحة 284 به نقل از الوقايع و الحوادث، جلد 3، صفحة 62.
[3] . محمد باقر ملبوبي ؛ الوقايع و الحوادث، مؤسسه مطبوعاتي دين و دانش، 1345ه . ش ، ج 2 ، ص 187.
[4] . عباس اسماعيلي يزدي ؛ سحاب رحمت ، چاپ اول قم، نشر مسجد مقدس جمكران 1378، ص 34 به نقل از مدينه المعاجز، ج 4 ، ص 214، معجزه هاي امام حسين ـ عليه السلام ـ ش. 295، نفس المهموم ، ص230.منبع: نرم افزار خورشید نینوا (مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم)
آيا حضرت قاسم بن الحسن(ع) در حادثه عاشورا داماد بوده است؟
-
قاسم بن حسن در واقعه كربلا سنش از ده سال بيشتر بود ولي به پانزده سال نرسيده بود. طبري ميگويد قاسم ده سال داشت و در مقتل ابيمخنف آمده كه قاسم در كربلا چهارده ساله بود(1) علامه مجلسي ميگويد كه نقل ماجراي عروسي قاسم به مدارك معتبر متكي نبوده است، منشأ اين حكايت دو كتاب است يكي منتخب المراثي كه بهترين تأليفات به زبان عربي ميباشد و نويسنده آن شيخ فخرالدين طريحي صاحب مجمع البحرين است و ديگري روضة الشهداء نوشته ملاحسين كاشفي صاحب انوار سهيلي است . اين كتاب اولين مَقتلي است كه به فارسي نوشته شده است.(2) و فاقد اعتبار است.
در اين رابطه نقل ميكنند كه وقتي امام حسين مسير مدينه تا كربلا را طي مينمود حسن بن حسن از عموي خويش امام حسين(عليه السلام) يكي از دو دختر او سكينه و فاطمه را خواستگاري كرد حسين(عليه السلام) فرمود: هر يك را كه بيشتر دوست داري اختيار كن، حسن خجالت كشيد و جوابي نداد حسين(عليه السلام) فرمود: من براي تو فاطمه را اختيار كردم كه به مادرم فاطمه بنت رسول)صلي اللَّه عليه و آله( شبيهتر است، بدين ترتيب وجود فاطمه نو عروس در كربلا امري مسلّم است. اگر فرض كنيم ازدواج قاسم درست باشد بايد گفت امام حسين(عليه السلام) دو دختر به نام فاطمه داشتند كه يكي را به حسن تزويج كرده و ديگري را براي قاسم عقد نمودهاند (3) يا اين كه بگوئيم دختري كه به عقد قاسم در آمده اسمش فاطمه نبوده و در تاريخ اشتباه نقل شده و اگر اين داستان را صحيح ندانيم بايد بگوئيم راويان نام حسن را از روي اشتباه، قاسم نقل كردهاند.
با اين وجود بيشتر تحليلگران واقعه عاشورا عروسي قاسم را نادرست ميدانند. محدث قمي در منتهي الآمال(4) و در كتاب نفسالمهموم(5) دامادي قاسم را رد ميكند و ميگويد نويسندگان نام حسن را با قاسم اشتباه كردهاند علامه شهيد مرتضي مطهري عروسي قاسم را مردود ميداند و مستند ميكند به اين كه در هيچ كتاب معتبري وجود ندارد و حاج نوري هم گفته ملاحسين كاشفي اولين كسي است كه اين مطلب را در كتاب روضةالشهداء آورده و اصل قضيه صددرصد دروغ است.(6)
بطور كلي آنچه از اشارات صاحب نظران و مشاهدات بر ميآيد نقل ماجراي عروسي قاسم كه بياني از شدت قساوت و بيرحمي لشگريان يزيد است(7) اگر به همان اندازهاي كه تاريخ به آن اهميت داده مورد توجه قرار بگيرد و بُغض محبين اهلبيت را نسبت به دشمنان برانگيزد، امري پسنديده است. اما طبق اشارهاي كه استاد مطهري دارد اگر بنا باشد كه آن را با بزرگنمايي مطرح كنند و تعزيه از آن بسازند(8) و يا چنان كه ديده شده حجلهاي بيارايند و حنايي تدارك ببينند، در اين صورت اهانتي به ساحت قدس عاشورا و فرهنگ عاشورائيان انجام دادهاند.
چون برخي از صاحب نظران داستان عروسي قاسم در كربلا را غير واقعي مي دانند لذا نمي توان به طور قطعي آنرا قبول كرد لازم است گفته شود كه عروسي در ميان اهل بيت(ع) با عروسي كه در حال حاضر مرسوم است (و بشتر به بدعت و معاصي شبيه است)، بسيار متفاوت است.پاورقي ها:1) حاج محمد هاشم بن محمدعلي خراساني، منتخب التواريخ، انتشارات علميه اسلاميه، ص 266.
2) صدرالدين، واعظ قزويني، رياض، مقدس، المسمي بحدائق الاش، ج دوم، كتابفروشي اسلاميه، تهران، 1374 ه ق، ص 42.
3) شيخ عباس قمي، دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ترجمه و تحقيق علامه ابوالحسن، شعراني، بهار78، ناشر ذوي القربي، ص 342؛ سيدهاشم رسولي محلاتي، زندگاني امام حسين، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1374، ص 478.
4) شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، محدث قمي، انتشارات هجرت، تابستان 74، چاپ هشتم،ج 1، ص 700.
5) ابوالحسن، شعراني (پيشين)، ص 342.
6) مرتضي، مطهري، حماسه حسيني، انتشارات صدرا، خرداد 1364، ج اول، ص 28.
7) عمادالدين حسين، اصفهاني، (عمادزاده)، برداشتي از تاريخ زندگي امام حسين، انتشارات اسوه، 1373، جلد دوم، ص 137.
8) مرتضي، مطهري، «پيشين»، ص 28.
معرفی منابع براي مطالعه بيشتر:
1. حماسيه حسيني، شهيد مهطري
2. ترجمه ارشاد، شيخ مفيد
3. تحقيقي پيرامون نهضت عاشورا از مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه (جمعي از محققين).منبع: نرم افزار خورشید نینوا (مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم)
سوال:
اسامي همسران امام حسين ـ سلام الله علیه ـ را به همراه فرزندان هر كدام نام ببريد ؟
موافق تاريخ و منابع معتبر، همسران امام حسين ـ عليه السلام ـ پنج نفر مي باشند،[1] كه اسامي آنها در منابع تاريخي ضبط شده است و همگي داراي اولاد بودند. مرحوم شيخ عباس قمي (ره)، همسر ديگري براي امام حسين ـ عليه السلام ـ ذكر كرده است كه نام او معلوم نيست و صاحب حمل بوده، بعد از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ اسير شده و در نزديكي حلب طفل خود را سقط كرده است.[2]
تعداد اولاد آن حضرت را مرحوم شيخ مفيد (ره)، شش نفر، چهار پسر و دو دختر دانسته،[3] و بعضي از جمله علامه سيد محسن امين[4] و ابن خشاب[5]، نه نفر، شش پسر و سه دختر ذكر كرده و برخي از منابع مثل ابن شهر آشوب در مناقب[6] و مرحوم اربلي در كشف الغمه، تعداد اولاد آن حضرت را ده نفر، شش پسر و 4 دختر،[7] و بعضي حتي بيشتر از ده نفر ذكر كرده اند.
با اين كه منابع در تعداد اولاد حضرت: اختلاف دارند ولي هر كدام به نوبه خود داراي اعتبار و ارزش هستند، پس با توجه به منابع مذكور، اسامي آنها همراه با نام هر يك ذكر مي شود.
1. علي بن الحسين، و كنيه او ابو محمد و ملقب به زين العابدين است و مادرش شاه زنان، شهر بانو دختر يزدگرد شاه ايران است.
2. علي بن الحسين الاصغر، معروف به علي اكبر كه در كربلا شهيد شد و مادرش ليلي، دختر ابو مرّة بن غزوة بن مسعود ثقفيه است.
3. جعفر بن الحسين، مادرش قضاعيه از قبيله قضاعه است.
4. عبد الله بن الحسين، و نام مادرش رباب، دختر امرء القيس است.
5. سكينه بنت الحسين، مادر او نيز رباب، دختر امرء القيس است.
6. فاطمه، نام مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبيد الله تيميه است.[8]
7. محمد، كه در كربلا شهيد شد و مادر او رباب، دختر امرء القيس است.[9]
8. علي اصغر، نام مادرش رباب.[10]
9. زينب، نام مادر او معلوم نيست.[11]
10. رقيه ـ سلام الله عليها ـ مرحوم حائري مادرش را شهربانو دختر يزدگرد سوم ذكر كرده است،[12] و مطابق بعضي از نقلها ام اسحاق نام داشت.[13]
11. ديگر از زوجات حضرت ابا عبدالله، زني بوده كه نامش معلوم نيست و حامله بوده بعد از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ اسير شده و هنگاميكه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را از كوفه به شام مي بردند در نزديكي حلب طفل خود را سقط كرده و اسمش محسن ابن حسين است.[14] و اين محل فعلاً در سوريه زيارتگاه است.
پاورقي ها:
[1] . عماد زاده، زنان پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ ، نشر محمد، تهران، بي تا، ص 406.
[2] . شيخ عباس قمي، منتهي الامال، چاپ پانزدهم، قم، هجرت، 1382 ش، ج 1، ص 7 ـ 1.
[3] . شيخ مفيد، الارشاد،اسلاميه، 1351 ش، ترجمة محمد باقر ساعدي خراساني، ج 2، بي تا، ص 491.
[4] . علامه سيد محسن امين، في رحاب ائمه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، چاپ سوم، ترجمه حسين وجداني، سروش، 1376 ش، ج 4، ص 73.
[5] . علي بن عيسي الاربلي، كشف الغمه، ترجمه، حسين زوارئي، حقيقت، 1381 ق، ج 2، ص 215.
[6] . ابن شهر آشوب، مناقب، انتشارات علامه، قم، ج 4، ص 77.
[7] . اربلي، پيشين، ص 214.
[8] . شيخ مفيد (ره)، پيشين، ج 2، ص 491، و محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، چاپ دوم، موسسه وفاء، بيروت، 1403 هـ ، 45، ص 329.
[9] . ابن شهر آشوب، مناقب، پيشين، ج 4، ص 77.
[10] . علي رباني خلخالي، چهره درخشان امام حسين ـ عليه السلام ـ ، مكتب الحسين، قم، 1379 ش، ص 22، به نقل از جنات الخلود، ص 23.
[11] . علي رباني خلخالي، چهره درخشان امام حسين ـ عليه السلام ـ مكتب الحسين، قم، 1379 ش، ص 22، به نقل از جنات الخلود، ص 23، و سيد محسن امين، في رحاب ائمه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ، ترجمه حسين وجداني، چاپ سوم، 1376، سروش، ج 4، ص 73، و ابن شهر آشوب، مناقب، موسسه انتشارات علامه، قم، ج 4، ص 77.
[12] . همان مأخذ، علي رباني خلخالي، ص 197، به نقل از معالي السبطين، ج 2، ص 214.
[13] . همان مأخذ، ص 199، به نقل از ابصار العين في انصار الحسين، ص 368.
[14] . شيخ عباس قمي، منتهي الامال، هجرت، چاپ پانزدهم، 1382 ش، ج 2، صص 701 ـ 638.
سوال:
چرا امام حسین سلام الله علیه بیش از چهار زن داشت در حالی که طبق آیات قرآن کریم یک مرد نباید بیش از چهار زن داشته باشد؟
پاسخ:
داشتن پنج زن همزمان جایز نیست اما اگر یکی از چهار زن مردی از دنیا برود و یا طلاق بگیردف آن مرد می تواند زن دیگری انتخاب کند و چون شهربانو مادر امام سجاد سلام الله علیه و یکی از همسران امام حسین سلام الله علیه از دنیا رفته بود، امام همسر دیگری انتخاب کرد.
بنابر این امام حسین سلام الله علیه در یک زمان بیش از چهار زن نداشتند.
سوال:
شهربانو مادر امام سجاد ـ عليه السّلام ـ در چه تاريخي از دنيا رفته است؛ آيا اصلاً شهربانو در كربلا بوده است؟
پاسخ:
براي نام مادر امام چهارم، چهارده نام ذكر شده است شاه زنان وشهر بانواز این جمله ومعروترین است هردو صحيح است[1].چون در گذشته والآن نيز چنين فرهنگی در بين مردم رايج است که برای فرزندان خودرا باچند نام صدا می زنند.درباره ی حضورش در کربلا : بنابر برخي از گزارشهاي تاريخي و روائي، مادر امام سجاد ـ عليه السّلام ـ هنگام تولد امام سجاد ـ عليه السّلام ـ درحال زايمان رحلت كرده[2] ودرهمان جا مدفون شده است.
بنابر اين آنچه برخي گفتهاند كه شهربانو در حادثة كربلا حضور داشته،آنگاه كه ديد بدنهاي پاك شهدا را لگد مال سم اسبها كردند، از غم و اندوهي كه داشت خود را به فرات انداخت و بدين طريق جان سپرد[3]،روشن نيست.چون در منابعی که بدست ما رسیده و وقايع اسارت را نوشته اند نامی از شهربانو نیست.
امام رضا ـ عليه السّلام ـ فرمودند: «مادر علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ هنگام ولادت آن حضرت از دنيا رفت و يكي از كنيزان عهده دار تربيت وي گرديد.[4]
پاورقي ها:
[1] . دكتر سيد جعفر شهيدي، زندگاني علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ ص 10.
[2] . شيخ صدوق،عيون اخبار الرضا، چاپ اول، (بيروت، مؤسسة اعلمي للمطبوعات)، 1404 هـ، ج2، ص136، مسعودي علي بن الحسين ـ عليه السّلام ـ ، اثبات الوصيّه، چاپ اول، قم، انتشارات انصاريان، 1417 هـ، ص 170.
[3] . ابن شهر آشوب، مناقب آل ابي طالب، (بيروت، دارالاضواء)، 1405 هـ، ج4، ص112.
[4] . رک عیون اخبار الرضا
.jpg)
عبرتها و درسهاي واقعي عاشورا را بنويسيد؟
-
جواب اجمالي:
عبرت و درسهايي كه ميتوان از حادثه عاشورا گرفت بطور فهرستوار عبارتند از:
1. اطاعت از ولايت و رهبري.
2. عدم ترك امر به معروف و نهي از منكر.
3. باطل ستيزي.
4. جهاد در راه خدا.
5. تدبير و برنامهريزي.
6. آزادگي، ايثار، عزت، عشق به خدا، و...
جواب تفصيلي:
با سلام و تشكر از ارتباط شما با مركز مطالعات وپژوهشهاي علمي حوزه:
عاشورا، تبلور زنده نماز، مناجات، حماسه، عدالت، و شهادت است. در مورد اين رخداد بسيار سخن گفته شده است، ولي به ابعاد گوناگون انساني و اجتماعي و درسها و پيامهاي زندگي ساز و حماسهآفرين آن كمتر توجه شده است. حال ما در اين مختصر به عبرتهاي عاشورا ميپردازيم:
1. عبرتهاي سياسي
حركت و نهضت امام حسين ـ عليه السّلام ـ يك جنبش خصوصي يا خانوادگي نبود بلكه حركتي عظيم و انقلابي بزرگ عليه حكومت بني اميه بود. از اين رو يك حركت سياسي محسوب ميشود. كه ازجهات گوناگون ميتواند الگوي سياسي جوامع باشد كه مهمترين آنها عبارتند:
رعايت تعهدات و پيمانهاي سياسي
امام حسين ـ عليه السّلام ـ با اينكه معاويه را انسان شايستهاي براي رهبري جامعه اسلامي نميدانست ولي تا وقتي معاويه زنده بود، با او درگيري شديد پيدا نكرد، چرا كه ميخواست به پيمان صلحي كه امام حسن ـ عليه السّلام ـ با معاويه بسته بود احترام بگذارد.[1]
ولايت و رهبري
از مهمترين اصول اسلام، «ولايت» است. ولايت بر مسلمين را امامان حق خودشان ميدانستند و به غاصب بودن ديگران عقيده داشتند. از اين رو امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرمودند: « ما خاندان پيامبر بر تصدي اين امر (حكومت بر امت) از اين مدّعيان ناحق سزاوارتريم».[2]
و در زيارتنامهها گاهي لعنت بر كساني آمده است كه ولايت آنان را انكار كردند.
از سرمايهها و عبرتهاي نهفته در حركت عاشورا، معرفي «رهبري صالح» به امت اسلام و افشاي رهبران ناشايسته است.
عدم ترك امر به معروف و نهي از منكر
حيات جامعة اسلامي به حساسيت مردم نسبت به احكام خدا ونظارت عمومي در امور واليان و مسئولان و مردم عادي است. از اين رو امام حسين ـ عليه السّلام ـ با درك موقعيت حساس جامعه كه روز به روز از سنت رسول خدا فاصله ميگرفت، پرچم امر به معروف و نهي ازمنكر را علم كرد و در اين راه جان خود و اطرافيانش را به خطر انداخت و براي هميشه و به همگان آموخت كه سكوت در برابر ظلم، بدعت، انحراف، گناهي بزرگ و قيام عليه آنها بالاترين درجه امر به معروف و نهي از منكر است. حال پيروان فرهنگ عاشورا، با الهام از عاشورا بايد نبض پرحركت جامعه اسلامي باشند و نسبت به جريان امور و وضعيت فرهنگي و سياسي حساسيت نشان دهند و با حضور دائم در ميدان امر به معروف و نهي از منكر، عرصه را بر فساد آفرينان تنگ سازند.
باطل ستيزي
تلاش براي بازگرداندن خلافت اسلامي و حاكميت مسلمين به مجراي حق و اصيل خود و از بين بردن سلطة جائرانه باطل، صفحه ديگري از مبارزات امام حسين ـ عليه السلام ـ ميباشد كه تكليف «باطل ستيزي» را بصورت كلي و هميشگي روشن ميسازد و اينكه در برابر قدرتهاي باطل، نبايد سكوت و سازش كرد.
جهاد
از تكاليف مهم مسلمانان در حراست از دين و كيان خويش و مقابله با دشمنان «جهاد» است كه عامل عزّت مسلمين است. كربلا و عاشورا يكي از مظاهر عمل به اين تكليف ديني بود و درسي براي همه آزادگان جهان كه در همه حال با همة توان تا آخرين دم، به نبرد با دشمنان اسلام و دين خدا برخيزند.
تدبير و برنامهريزي
قيام عاشورا، يك نهضت حساب شده و با برنامه بود نه يك شورش كور و بيهدف. براي لحظه به لحظه و روز بروز آن، دورانديشي و تدبير به كار گرفته شده بود.
6. هر روز عاشورا
از عبرتها و درسهاي مهم عاشورا، شناخت تكليف دفاع از حق و مبارزه با باطل و ستم در هر جا و هر زمان است. قيام عاشورا تكليف خاص آنحضرت و يارانش در آن مقطع زماني خاص نبود، بلكه هرگاه هر جا نظير آن شرايط پيش آيد، همان تكليف هم ثابت است.
2. پيامها و عبرتهاي اخلاقي
آزادگي
آزادي در مقابل بردگي، اصطلاحي، حقوقي و اجتماعي است، اما «آزادگي» برتر از آزادي است و نوعي حريت و رهايي انسان از قيد ذلتآور و حقارت بار است. نهضت عاشورا جلوة بارزي از آزادگي در مورد امام حسين ـ عليه السلام ـ و خاندان و ياران شهيد او است كه از ميان دو امر شمشير يا ذلّت، مرگ با افتخار را پذيرفت و فرمود: «هيهات منَّ الذّلة»[3] انسانهاي آزاده در راه استقلال و رهايي از ستم طاغوتها و در آن لحظات حساس و دشوار انتخاب، مرگ سرخ و مبارزه خونين را برميگزينند و فداكارانه جان ميبازند تا جامعه خود را آزاد كنند.
ايثار
اوج ايثار، ايثار خون و جان است. ايثارگر كسي است كه حاضر باشد هستي و جان خود را براي دين فدا كند. در صحنه كربلا نخستين ايثارگر سيد الشهدا ـ عليه السلام ـ بود كه در راه خدا از جان و مال و ناموس خود گذشت. و براي همه مخصوصاً شيعيان اين درس را داد كه در راه رضاي خدا و حفظ دين خدا بايد از تمنيات خويش گذشت.
شجاعت
صحنه عاشورا تصويري است واضح از شجاعت امام حسين ـ عليه السلام ـ و اهل بيتش. شجاعت عاشورائيان ريشه در اعتقادشان داشت. لذا عاشورا الهام بخش شجاعت به مبارزان بوده است و محرم همواره روحيه، شهامت و ظلمستيزي به مردم ميداده است.
عزت
عزت يعني، شكست ناپذيري، صلابت نفس، و حفظ كرامت و شخصيت والاي انسان است. ستمپذيري و تحمل سلطة باطل و سكوت در برابر تعدي و تسليم فرومايگان شدن و اطاعت از فاجران همه از ذلت نفس و زبوني وحقارت روح سرچشمه ميگيرد.
عزت و كرامت امام ـ عليه السلام ـ در عاشورا درس عبرتي بر تمام مسلمانان كه به زير بار خواستههاي ستمگران و ظالمان و قدرتهاي بزرگ نروند و در برابر تعدي آنها با تمام قوا با عزت و سربلندي بايستند.
عمل به تكليف
فرهنگ «عمل به تكليف» وقتي در جامعه و ميان افراد حاكم باشد، همواره احساس پيروزي ميكنند. امامان شيعه در هر شرايطي طبق تكليف عمل ميكردند. حادثه عاشورا نيز يكي از جلوههاي عمل به وظيفه بود.
پيام عاشورا: «شناخت تكليف» و «عمل به تكليف» است. از سوي همه مردم، بويژه آنان كه موقعيت ويژه و خط دهنده و الگويي براي ديگران دارند.
عشق به خدا
از والاترين و زلالترين حالات جان آدمي، عشق به كمال مطلق خداي متعال است. سراسر عاشورا و صحنههاي رزم رزمندگان، جلوهاي از اين جذبه معنوي و عشق برين است و شهادت ياران و عزيزان هر كدام هديهاي به درگاه دوست است تا رضاي او تأمين شود. اين مشرب عرفاني و عشق به خدا بايد سرمشق صاحبدلان و عاشقان درگاه حضرت دوست باشد. حفظ دين خدا قرباني ميخواهد كه امام و يارانش قربانيان در اين راه بودند.
براي ملتها هم قرباني شدن و قرباني دادن، رمز عزت و پيروزي است عبرت و پيام عاشورا اين است كه به ملتي كه در راه «آزادي» گام برداشته بايد قربانيان بسياري تقديم آستان حرّيت كند.
آري حوادث تاريخي اگر به چشم عبرت و درس گرفتن مورد مطالعه قرار گيرد «درس آموز» است. حادثه كربلا يكي از اين حوادث «الهام بخش» و «عبرت آموز» است. در عين حال كه براي همة حقجويان و عدالت خواهان و مبارزان راه حق و آزادي، يكي از غنيترين منابع الهامگيري است، از نگاه ديگر يكي از تلخترين حوادث و فجايعي است كه در تاريخ اسلام پديد آمد و جا دارد كه كاملاً بيان شود كه چه عواملي سبب شد، اين فاجعه به بار آمد و از آن درس عبرت گرفت. عواملي مثل دنياطلبي، غفلت، رها كردن تكليف، بيطرفي نسبت به حق و باطل و... كه همة اينها در به وجود آمدن اين فاجعه به نوعي دخيل بودند[4]معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:1- حماسه حسيني ، شهيد مطهري .
2- شرح دعای عرفه ،علامه محمد تقی جعفری.پاورقي ها:[1] . موسوعة كلمات امام حسين، انتشارات سازمان تبليغات اسلامي، ص 338.
[2] . محمد بن جرير طبري، تاريخ طبري، بيروت، دار الكتب العلميه، ج 4، ص 303.
[3] . لهوف، سيد بن طاوس، ص 57.
[4] . نویسنده امیر علی حسنلومنبع: نرم افزار خورشید نینوا (مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم)
أمير المؤمنين عليه السّلام به حارث همدانى فرمود:
إنّ دين اللَّه لا يعرف بالرّجال، بل بآية الحقّ، فاعرف الحقّ تعرف أهله.
يا حار! إنّ الحقّ أحسن الحديث و الصّادع به مجاهد. «1» براستى كه؛ دين خدا، به شخصيّتها شناخته نميشود، بلكه؛ (معرفت آن) با نشانه حقّ (و حقيقت) است. بنا بر اين؛ حق را بشناس تا أهلش را بشناسى.
اى حارث همدانى! براستى كه حق، بهترين حديث (و گفتگو) است! و روشنگر آن، مجاهد (راه خدا) است.
حسن بن على، امام يازدهم عليه السلام، تفسير فاتحة الكتاب از امام حسن عسكرى عليه السلام - تهران، چاپ: اول، 1404ق.
وجدان انسان به وجد می آید و عقل و روح انسان ....
در اين آيه: «آن كه علمى از كتاب داشت (يعنى وزير سليمان) گفت: من آن تخت بلقيس را پيش از آنكه چشم بر هم زنى حاضر كنم.» (نحل: 40). مگر پيغمبر خدا به علم آصف محتاج بود؟
راجع به اين آيه: «پدر و مادرش را بر فراز تخت برد و (همه) در برابرش بسجده افتادند.» (يوسف: 100). چگونه يعقوب و فرزندانش كه پيغمبر بودند براى يوسف سجده كردند؟
در اين آيه: «اگر از آنچه بر تو نازل كردهايم در شكى، از آنها كه پيش از تو كتاب مىخواندهاند بپرس.» (يونس: 94). خطاب به كيست؟ اگر به پيغمبر است چگونه او ز دارد و اگر به ديگرى است قرآن بر كه نازل شده؟
.....
امام (ع) فرمود: بنويس
حضرت سليمان از شناسائى آنچه آصف مىشناخت عاجز نبود........
ادامه مطلب












